امشب حال وهوای او - تاریخ: 1405/7/4 ساعت: 6:10
تا تو را غرق در خاطراتت کنن : یه آهنگ پیشواز … دو خط شعر … کمی هوای بهاری … یک وجب پیاده رو … یه جاده خلوت تو حوالی خونتون … دو کلمه حرف … بوی یه عطر خاص … همه و همه کافیه برای اینکه تو چند ساعت وسط اتاقت دراز بکشی و خیره بشی به سقف ، یک آه بلند بکشی و توی دلت بگی : “سلامتی خودم و این همه صبرم” و صد...
- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:33
روزهای خیلی سختی داشتم خیلی خسته ام ولی افسوس که هیچ وقتپشتم نبودی مثل همیشه پسرم امد خونه کلی بهش دلخوشم کلی بهشامید دارم روزهای خوب نزدیکه  |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۷ساعت 10:35&nbsp توسط A  |  Adblock test (Why?)
30.7.96 - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 10:37
دیگران را باید همانطوری که هستند دوست داشت نه آنطوری که ما میخواهیم باشند.کاش محسن اینو میفهمید خیلی وقته با حرفاش عذابم میده یک حس بد یک ...اینروزها تنش و اعصاب خوردی ها رو من دارم کم میکنم وگرنه محس
#* - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 10:37
من فقط میخوام که تو خوشحال باشیحتی اگه خوشحالیت شامل نبودن من باشه.
بازم یک شب غمگین - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 10:37
سخت است ؛ خیلی سخت !وقتی بدانی او کجای زندگی توست ،اما ندانی تو کجای زندگی او هستی....
هیچ هیچی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 10:37
یک حرف یک زمستان آدم را گرم نگه می دارد …و بعضی اوقات هم یک حرف یک عمر آدم را سرد می کند …حرف ها چه کارها که نمی کنند !!!.
امشب حال وهوای او.. - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 10:37
تا تو را غرق در خاطراتت کنن :یه آهنگ پیشواز …دو خط شعر …کمی هوای بهاری …یک وجب پیاده رو …یه جاده خلوت تو حوالی خونتون …دو کلمه حرف …بوی یه عطر خاص …همه و همه کافیه برای اینکه تو چند ساعت وسط اتاقت دراز بکشی و خیره بشی به سقف ، یک آه بلند بکشی و توی دلت بگی : “سلامتی خودم و این همه صبرم” و صدای موزیک...
خفگی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 10:37
بعضی چیزها را " باید " بنویسمنه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه " برای اینکه " خفه نشم "همین !!
اولین دیدار منو رز - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:10
کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود . . . این شک تمام وجودمو گرفته خدای من اون هنوز با رز در ارتباطه ان شب لعنتی متوجه نگاه سنگین هردو انها بهم شدم یعنی علی همون رز خدای من........ |+| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ساعت 1...
1 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:10
ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ.ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ،ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ …ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ:ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺪﻩﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪ؟ﻗﺸﻨﮕﻪ: ﯾﻬﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ،ﯾﻬﻮ . . . ﺗﻮ ﯼ ﺟﻤﻊ .. ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ.ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …ﺁﺭﻩ …ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ!!!
2 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:10
“ﺁﻫﻨﮓ” ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ،ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ !…ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ،ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ “ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ” ﺯﻧﺪﮔﯾﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ …ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻫﺎ ، ﻣﯽ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ …ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ” ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ” ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎﻧﺪ !…ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭﯼ “ﺑﻨﻮﺍﺯﯼ”ﻛﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ” ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ” ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﯼ !…ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ ” ﺩﺳﺖ” ﺑﺰﻧﯽ !! |+| نوشته شد
3 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:10
زیاده خواه نیستم ! جاده ی شمال یک کلبه ی جنگلی … یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی کمی هیزم، کمی آتش،مهِ جنگلی کمی تاریکی _ محض، کمی مستی،کمی مهتاب… و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار … …تـو باشی،مـن باشم و …هــیچ ! دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان … |+| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵...
Emshab - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:10
یہ شبایـــــے تو زندگے هست ڪہوقتے دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنےبه چیزایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے تقدیرت بوده یا تقصیرت…به آدمایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے دردن یا همدرد…به لحظہ هایـــــے میرسے ڪہ هضمش واسہ دل ڪوچیڪت سختہو بہ دردایـــــے میرسے ڪہ براے سن و سالت بزرگہ…ب
ارزوی من - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:10
بعضی وقتها ارزوی دیروزت کلی شک و تردید وعلامت سوال واست داره چون نمیتونی بگی اشتباه کردی یا ... دیگه داره میشه یکسال اما حالا فهمیدم ارزو من خیلی با تصور من فرق داره ارزو من خیلی مهربونتر بود ارزوی من خیلی منطقی تر بودارزوی من اینقدر ..بماند شاید یکم دو دل شدم که ارزوی من انتخاب درستی بود یانه شاید