خرید بک لینک

تا تو را غرق در خاطراتت کنن : یه آهنگ پیشواز … دو خط شعر … کمی هوای بهاری … یک وجب پیاده رو … یه جاده خلوت تو حوالی خونتون … دو کلمه حرف … بوی یه عطر خاص … همه و همه کافیه برای اینکه تو چند ساعت وسط اتاقت دراز بکشی و خیره بشی به سقف ، یک آه بلند بکشی و توی دلت بگی : “سلامتی خودم و این همه صبرم” و صدای موزیک گوشیت بشه آرامش دهنده ترین آهنگ اون شبت …

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: شنبه 4 مهر 1405 ساعت: 6:10

روزهای خیلی سختی داشتم خیلی خسته ام ولی افسوس که هیچ وقتپشتم نبودی مثل همیشه پسرم امد خونه کلی بهش دلخوشم کلی بهشامید دارم روزهای خوب نزدیکه

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۷ساعت 10:35&nbsp توسط A  | 

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:33

دیگران را باید همانطوری که هستند دوست داشت نه آنطوری که ما میخواهیم باشند.کاش محسن اینو میفهمید خیلی وقته با حرفاش عذابم میده یک حس بد یک ...اینروزها تنش و اعصاب خوردی ها رو من دارم کم میکنم وگرنه محسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:37


من فقط میخوام که تو خوشحال باشی
حتی اگه خوشحالیت شامل نبودن من باشه.

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:37

سخت است ؛ خیلی سخت !
وقتی بدانی او کجای زندگی توست ،
اما ندانی تو کجای زندگی او هستی....

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:37

یک حرف یک زمستان آدم را گرم نگه می دارد …
و بعضی اوقات هم یک حرف یک عمر آدم را سرد می کند …
حرف ها چه کارها که نمی کنند !!!
.

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:37

تا تو را غرق در خاطراتت کنن :
یه آهنگ پیشواز …
دو خط شعر …
کمی هوای بهاری …
یک وجب پیاده رو …
یه جاده خلوت تو حوالی خونتون …
دو کلمه حرف …
بوی یه عطر خاص …
همه و همه کافیه برای اینکه تو چند ساعت وسط اتاقت دراز بکشی و خیره بشی به سقف ، یک آه بلند بکشی و توی دلت بگی : “سلامتی خودم و این همه صبرم” و صدای موزیک گوشیت بشه آرامش دهنده ترین آهنگ اون شبت …

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:37

بعضی چیزها را " باید " بنویسم

نه برای اینکه همه " بخونن " و بگن " عالیه "


برای اینکه "
خفه نشم "

همین !!

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:37

کاش هرگز در محبت شک نبود ، تک سوار مهربانی تک نبود

کاش بر لوحی که بر جان دل است ، واژه تلخ خیانت حک نبود . . .

این شک تمام وجودمو گرفته خدای من اون هنوز با رز در ارتباطه ان شب لعنتی متوجه نگاه سنگین هردو انها بهم شدم یعنی علی همون رز خدای من........

|+| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ساعت 15:1 توسط A |

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:10

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ.ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ،ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ …ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ:ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺪﻩﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪ؟ﻗﺸﻨﮕﻪ: ﯾﻬﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ،ﯾﻬﻮ . . . ﺗﻮ ﯼ ﺟﻤﻊ .. ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ.ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …ﺁﺭﻩ …ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ!!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:10

“ﺁﻫﻨﮓ” ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ،ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ !…ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ،ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ “ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ” ﺯﻧﺪﮔﯾﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ …ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻫﺎ ، ﻣﯽ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ …ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ” ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ” ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎﻧﺪ !…ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭﯼ “ﺑﻨﻮﺍﺯﯼ”ﻛﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ” ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ” ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﯼ !…ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ ” ﺩﺳﺖ” ﺑﺰﻧﯽ !! |+| نوشته شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:10

زیاده خواه نیستم !

جاده ی شمال

یک کلبه ی جنگلی …

یک میز کوچک چوبی

با دو تا صندلی

کمی هیزم، کمی آتش،مهِ جنگلی

کمی تاریکی _ محض،

کمی مستی،کمی مهتاب…

و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار …

…تـو باشی،مـن باشم و …هــیچ !

دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان …

|+| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ساعت 15:16 توسط A |

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:10

یہ شبایـــــے تو زندگے هست ڪہوقتے دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنےبه چیزایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے تقدیرت بوده یا تقصیرت…به آدمایـــــے میرسے ڪہ نمیدونے دردن یا همدرد…به لحظہ هایـــــے میرسے ڪہ هضمش واسہ دل ڪوچیڪت سختہو بہ دردایـــــے میرسے ڪہ براے سن و سالت بزرگہ…بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:10

بعضی وقتها ارزوی دیروزت کلی شک و تردید وعلامت سوال واست داره چون نمیتونی بگی اشتباه کردی یا ... دیگه داره میشه یکسال اما حالا فهمیدم ارزو من خیلی با تصور من فرق داره ارزو من خیلی مهربونتر بود ارزوی من خیلی منطقی تر بودارزوی من اینقدر ..بماند شاید یکم دو دل شدم که ارزوی من انتخاب درستی بود یانه شاید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سلطانی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:10

صفحه بندی